السيد محمد حسين الطهراني
115
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
و چقدر خوب و عالى و پر محتوى عارف رومى ملّا جلال الدّين بَلْخى سروده است : او ز حيوانها فزونتر جان كند * در جهان باريك كاريها كند مكر و تلبيسى كه او تاند تنيد * آن ز حيوان دگر نايد پديد جامههاى زركشى را بافتن * دُرّها از قعر دريا يافتن خرده كاريهاى علم هندسه * يا نجوم و علم طبّ و فلسفه كان تعلّق با همين دنييستش * ره به هفتم آسمان بر نيستش اين همه علم بناى آخور است * كه عِمادِ بودِ گاو و اشتر است بهر استبقاى حيوان چند روز * نام آن كردند اين گيجان رموز علم راه حقّ و علم منزلش * صاحب دل داند آن را با دلش « 1 » علوم طبيعى ، حسّى و خيالى بوده و در آنها اثرى از تكامل نفس نيست فعليهذا علوم طبيعى و دانشهاى تجربى ، جزء علوم دنيوى محسوب مىشود نه علوم انسانى ، آنها انسان ساز نيستند ؛ گرچه بعضى از آنها براى بشر فائده دارد و ليكن اين فائده براى بدن اوست ، براى طبيعت اوست ؛ همچون علومى كه حيوانات دارند و براى ادامه زندگى آنها مفيد است . هر حيوانى ميداند چه بايد بخورد ، و چه را بايد شكار كند ، و چگونه از دست دشمن مختفى گردد ، و چطور براى بقاء نسل خود تناسل كند . اين علوم ، علوم عقليّه نيست ؛ علوم حسّيّه است كه مدبِّر آن قواى خياليّه است و بس ، و در همه حيوانات وجود دارد . انسانى كه همّش و غمّش براى پيدا كردن روابط مادّى و حلِّ مسائل رياضى و تحقيق عميق در فيزيك و شيمى و فيزيك - شيمى و علوم زيست شناسى و جامعه شناسى و پزشكى از جهت بهداشت و حفظ الصّحّه بدن باشد ، و براى وصول به اين منظور
--> ( 1 ) « مثنوى » مولوى ، طبع ميرخانى ، ج 4 ، ص 361 ، سطر 17 به بعد